تبلیغات
زیرخاکسترذهن

متفرقه /38/خواسته حضرت زکریا در روز اول محرم و کشته شدن پسرش یحیی (ع) مانند امام حسین (ع)



محرم الحرام، ماهی است که ما را به یاد شهادت اباعبدالله الحسین(ع) می‌اندازد اما در این ماه شاهد وقایع دیگری نیز هستیم که از آن جمله می‌توان به اجابت دعای حضرت زکریا و آزاد شدن حضرت یوسف(ع) اشاره کرد.
نخستین روز از ماه محرم‌الحرام، روزی است که دعای زکریای نبی علیه‌السلام به اجابت رسید و خداوند متعال در حالی که زکریا سنین پیری را سپری می‌کرد فرزندی به نام «یحیی» را به او بخشید.

به همین بهانه، گذری بر تفسیر آیات 38 تا 41 سوره مبارکه «آل عمران» از تفسیر نمونه آیت‌الله مکارم شیرازی داشته‌ایم که به بیان جریان چگونگی اجابت دعای حضرت زکریا(ع) پرداخته است.

«هُنَالِک دَعَا زَکرِیَّا رَبَّهُقَالَ رَب هَب لى مِن لَّدُنک ذُرِّیَّةً طیِّبَةًإِنَّک سمِیعُ الدُّعَاءِ، فَنَادَتْهُ الْمَلَئکَةُ وَ هُوَ قَائمٌ یُصلى فى الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ یُبَشرُک بِیَحْیى مُصدِّقَا بِکلِمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَ سیِّداً وَ حَصوراً وَ نَبِیًّا مِّنَ الصلِحِینَ‏، قَالَ رَب أَنى یَکُونُ لى غُلَمٌ وَ قَدْ بَلَغَنىَ الْکبَرُ وَ امْرَأَتى عَاقِرٌ قَالَ کَذَلِک اللَّهُ یَفْعَلُ مَا یَشاءُ، قَالَ رَب اجْعَل لى ءَایَةً قَالَ ءَایَتُک أَلا تُکلِّمَ النَّاس ثَلَثَةَ أَیَّامٍ إِلا رَمْزاًوَ اذْکُر رَّبَّک کثِیراً وَ سبِّحْ بِالْعَشىّ‏ِ وَ الابْکارِ»

آنجا [بود که] زکریا پروردگارش را خواند [و] گفت پروردگارا از جانب خود فرزندى پاک و پسندیده به من عطا کن که تو شنونده دعایى، پس در حالى که وى ایستاده [و] در محراب [خود] دعا مى‏کرد فرشتگان او را ندا دردادند که خداوند تو را به [ولادت] یحیى که تصدیق کننده [حقانیت] کلمة الله [عیسى] است و بزرگوار و خویشتندار [=پرهیزنده از آنان] و پیامبرى از شایستگان است مژده مى‏دهد. گفت پروردگارا چگونه مرا فرزندى خواهد بود در حالى که پیرى من بالا گرفته است و زنم نازا است [فرشته] گفت [کار پروردگار] چنین است ‏خدا هر چه بخواهد مى‏کند. عرض کرد: پروردگارا! نشانه‏اى براى من قرار ده! گفت: نشانه تو آن است که سه روز، جز به اشاره و رمز، با مردم سخن نخواهى گفت.

توضیحات

همسر زکریا و مادر مریم خواهر یکدیگر بودند و اتفاقا هر دو در آغاز، نازا و عقیم بودند هنگامى که مادر مریم ازلطف پروردگار، صاحب چنین فرزند شایسته‏اى شد و زکریا اخلاص و سایر ویژگی‌هاى شگفت‏آور او را دید آرزو کرد که او هم صاحب فرزندى پاک و با تقوا همچون مریم شود فرزندى که چهره‏اش آیت و عظمت خداوند باشد و با اینکه سالیان درازى از عمر او و همسرش گذشته بود و از نظر معیارهاى طبیعى بسیار بعید به نظر مى‏رسید که صاحب فرزندى شود ولى ایمان به قدرت پروردگار و مشاهده وجود میوه‏هاى تازه در غیر فصل، در کنار محراب عبادت مریم، قلب او را لبریز از امید ساخت که شاید در فصل پیرى، میوه فرزند بر شاخسار وجودش آشکار شود.

به همین دلیل هنگامى که مشغول نیایش بود از خداوند تقاضاى فرزند کرد و آن گونه که قرآن در نخستین آیه فوق مى‏گوید: در این هنگام زکریا پروردگار خویش را خواند و گفت: پروردگارا! فرزند پاکیزه‏اى از سوى خودت به من عطا فرما که تو دعا را مى‏شنوى و اجابت مى‏کنى «هُنَالِک دَعَا زَکرِیَّا رَبَّهُقَالَ رَب هَب لى مِن لَّدُنک ذُرِّیَّةً طیِّبَةًإِنَّک سمِیعُ الدُّعَاءِ».

در این موقع فرشتگان به هنگامى که او در محراب ایستاده و مشغول نیایش بود وى را صدا زدند که خداوند تو را به یحیى بشارت مى‏دهد، در حالى که کلمه خدا (حضرت مسیح) را تصدیق مى‏کند و آقا و رهبر خواهد بود و از هوى و هوس بر کنار و پیامبرى از صالحان است «فَنَادَتْهُ الْمَلَئکَةُ وَ هُوَ قَائمٌ یُصلى فى الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ یُبَشرُک بِیَحْیى مُصدِّقَا بِکلِمَةٍ مِّنَ اللَّهِ وَ سیِّداً وَ حَصوراً وَ نَبِیًّا مِّنَ الصلِحِینَ‏».

زکریا از شنیدن این بشارت به وسیله فرشتگان، غرق شادى و سرور شد و در عین حال نتوانست شگفتى خود را از چنین موضوعى پنهان کند، عرض کرد: پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندى براى من باشد در حالى که پیرى به من رسیده و همسرم نازاست «قَالَ رَب أَنى یَکُونُ لى غُلَمٌ وَ قَدْ بَلَغَنىَ الْکبَرُ وَ امْرَأَتى عَاقِرٌ».

در اینجا خداوند به او پاسخ داد و فرمود: اینگونه خداوند هر کارى را که بخواهد انجام مى‏دهد «قَالَ کَذَلِک اللَّهُ یَفْعَلُ مَا یَشاءُ».

* نشانه اجابت دعای زکریا چه بود؟

و با این پاسخ کوتاه که تکیه بر نفوذ اراده و مشیت الهى داشت، زکریا قانع شد و در حقیقت مى‏خواست در اینجا ایمانش به مرحله شهود برسد و همانند ابراهیم که ایمان به معاد داشت و تقاضاى شهود مى‏کرد مى‏خواست به چنین مرحله‏اى از اطمینان نائل شود و این طبیعى است که هر انسانى هنگامى که با مسئله‏اى بر خلاف قوانین طبیعت مواجه مى‏شود در فکر فرو مى‏رود و تمایل پیدا مى‏کند که یک نشانه حسى براى آن بیابد.

در اینجا زکریا از خداوند تقاضاى نشانه‏اى بر این بشارت بزرگ مى‏کند و چنانکه گفتیم نه به خاطر عدم اعتماد بر وعده‏هاى الهى، بلکه براى تاکید بیشتر و اینکه ایمان او به این مطلب ایمان شهودى شود تا قلبش مالامال از اطمینان شود، همانگونه که ابراهیم خلیل تقاضاى مشاهده صحنه معاد براى آرامش هر چه بیشتر قلب مى‏نمود.

زکریا عرضه داشت: پروردگارا! نشانه‏اى براى من قرار ده «قَالَ رَب اجْعَل لى ءَایَةًقَالَ».

در پاسخ خداوند به او گفت: نشانه تو آن است که سه روز با مردم جز به اشاره و رمز، سخن نخواهى گفت و زبان تو بدون هیچ عیب و علت براى گفت‌وگوى با مردم از کار مى‏افتد «قَالَ ءَایَتُک أَلا تُکلِّمَ النَّاس ثَلَثَةَ أَیَّامٍ إِلا رَمْزاً».

ولى پروردگار خود را (به شکرانه این نعمت) بسیار یاد کن و هنگام شب و صبحگاهان او را تسبیح‏گوى «وَاذْکُر رَّبَّکَ کَثِیرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِیِّ وَالإِبْکَارِ».

به هر حال خداوند در خواست زکریا را پذیرفت و سه شبانه روز زبان او بدون هیچ عامل طبیعى از سخن گفتن با مردم باز ماند در حالى که به ذکر خدا مترنم بود، این وضع عجیب، نشانه‏اى از قدرت پروردگار بر همه چیز بود، خدایى که مى‏تواند زبان بسته را به هنگام ذکرش بگشاید قادر است از رحم عقیم و بسته، فرزندى با ایمان که مظهر یاد پروردگار باشد به وجود آورد و از اینجا رابطه این نشانه با آنچه زکریا مى‏خواست روشن مى‏شود.

بعضى از مفسران گفته‏اند: احتمال دارد که این خوددارى از سخن گفتن با مردم جنبه اختیارى داشته و زکریا به فرمان خدا مأمور بوده که در این سه روز، زبان جز به ثناى الهى نگشاید و به اصطلاح مامور به روزه سکوت بود که در بعضى از امم پیشین وجود داشته است


ناگفته نماند که حضرت یحیی دقیقا به کیفیت امام حسین (ع) به شهادت رسید ،بعضی مفسران اینگونه نقل میکنند که عشق به امام حسین (ع) در زکریا بسیار زیاد بود و پشاپیش از واقعه کربلا مطلع بود و از درد این مصیبت بسار مینالید و از خداوند درخواست کرد که به اوفرزندی اعطا کند تا به همان کیفیت به شهادت برسد و درد شهادت فرزندش یحیی تا حدودی او را از غم مصیبت حسین (ع)دور کند / اینجاست که برتری ام البنین مادر عباس (ع) بر زکریای نبی مشاهده میشود که غم شهادت قمر بنی هاشم ذره ای از عشق و ارادت به امام حسین (ع) را در دل ام البنین کم نکرد

دیگر مفسران تولد فرزند و یا همبستری در ماه محرم را نامبارک می دانند و به در خواست زکریای نبی (ع) استناد می کنند

عزاداری شما با شور و شعور حسینی همراه باشد انشاء الله


دلیل شباهت حضرت یحیی (ع) با امام حسین (ع)
در ادامه مطلب

دلیل شباهت شهادت حضرت یحیی به امام حسین(ع)

دین و مذهب | دلیل شباهت شهادت حضرت یحیی به امام حسین(ع) ششم محرم الحرام بنابر روایات معتبر سالروز شهادت حضرت یحیی بن زکریا است؛ پیامبری که همانند سید و سالار شهیدان سر از تن وی جدا کردند و بر اساس آیات قرآن زندگی ایشان شباهت زیادی به زندگی پسرخاله وی حضرت عیسی (ع) دارد.
 
  • زندگی نامه اجمالی حضرت یحیی(ع)

حضرت زکریا(ع) با بانویی به نام ایشاع (یا حنانه) خاله حضرت مریم(ع) ازدواج کرد. سالها گذشت و هر دو به سن پیری رسیدند ولی دارای فرزند نشدند. سرانجام زکریا(ع)در کنار محراب مریم(ع) غذاها و میوه‎های بهشتی دید، دریافت که باید امیدوار به خدا بود، با این که 120 سال از عمرش گذشته بود و همسرش 98 سال داشت، از درگاه خداوند تقاضای داشتن فرزند کرد. سرانجام فرشتگان به او بشارت دادند که خداوند پسری به نام یحیی(ع)به تو عطا خواهد کرد، و چنین نامی تاکنون کسی نداشته است.

  • نبوت و کتاب حضرت یحیی(ع)

حضرت یحیی (ع) در کودکی به مقام نبوت رسید، و خداوند در همین سن آن چنان او را از عقل و درایت و هوش برخوردار نمود که شایستگی مقام نبوت را پیدا کرد. مقام یحیی(ع)در پیشگاه خداوند آن چنان در سطح بالایی است که خداوند می‎فرماید:

«و سلامٌ علیه یوْم ولد و یوْم یموت و یوْم یبْعث حیا؛ و سلام بر او آن روز که تولد یافت، و آن روز که می‎میرد، و آن روز که زنده و برانگیخته می‎شود.»

از امتیازات حضرت یحیی (ع)این که: خداوند او را به عنوان تصدیق کننده نبوت حضرت مسیح (ع) و به عنوان رهبر، و بسیار عفیف و پرهیزکار و پیامبری از صالحان، معرفی می‎کند. گر چه از ظاهر آیه 12 سوره مریم استفاده می‎شود که او دارای کتاب مستقل بوده، ولی منظور از کتاب در این آیه، همان تورات است. او مروج آیین موسی(ع)بود، وقتی که عیسی(ع)به مقام نبوت رسید، به او ایمان آورد، و مروج آیین حضرت مسیح(ع) گردید. حضرت یحیی(ع) سه سال یا شش ماه از حضرت عیسی(ع) بزرگتر بود.

  • شباهت عیسی (ع)و یحیی (ع)

حضرت یحیی(ع)و حضرت مسیح(ع)نسبت به هم شباهتهایی در امور زیر داشتند:

زهد و پارسایی فوق العاده. ترک ازدواج، که آنها براثر شرایط خاص زندگی برای تبلیغ احکام الهی مجبور به سفرهایی بودند و ناچار مجرد زندگی می‎کردند. تولد اعجاز آمیز، که یحیی در سنین پیری پدر و مادر، از آنها به دنیا آمد، و عیسی(ع)بدون پدر متولد شد.

یحیی و عیسی، با همدیگر خویشاوندی نزدیک داشتند (یحیی پسر خاله حضرت مریم(ع) مادر عیسی(ع)بود.) شباهت دیگر این که هر دو در کودکی به مقام نبوت رسیدند. یحیی و عیسی(ع) با همدیگر الفت و انس خاصی داشتند، و همچون دو برادر عرفانی، ارتباط تنگاتنگی در میانشان بود؛ تا آن جا که در روایت آمده:

مدتی پس از فوت حضرت یحیی(ع) ، حضرت عیسی(ع)که از فراق او دلتنگ شده بود، کنار قبر یحیی (ع) آمد و از درگاه خدا خواست تا یحیی(ع)را زنده کند. دعایش به اجابت رسید، یحیی(ع)زنده شد و از میان قبر بیرون آمد و به عیسی (ع)گفت:

«از من چه می‎خواهی؟»عیسی (ع)گفت: «ارید ان تؤبسنی کما کنت فی الدنیا؛ می‎خواهم با من انس و الفت بگیری همان گونه که در دنیا با هم مأنوس بودیم.»

یحیی(ع)گفت:

«ای عیسی! هنوز از مرارت و سختی مرگ، آرامش نیافته‎ام، می‎خواهی مرا به دنیا برگردانی! تا بار دیگر به سختی مرگ مبتلا شوم.»

این را گفت و سپس به قبر خود بازگشت.

در روایات معراج آمده، پیامبر اسلام فرمود: در شب معراج هنگام سیر در آسمانها، وقتی که به آسمان دوم رسیدم، ناگاه دو مرد شبیه هم را دیدم، به جبرئیل گفتم: اینها کیستند؟ گفت: «دو پسرخاله همدیگر، یحیی و عیسی(ع)هستند.» بر آنها سلام کردم، و آنها بر من سلام کردند، برای آنها از درگاه خدا طلب آمرزش کردم، آنها نیز برای من طلب آمرزش نمودند، و به من گفتند: «مرحباً بالاخ الصالح و النبی الصالح؛ آفرین بر برادر شایسته و پیغمبر شایسته.»
از شباهتهای یحیی(ع) با عیسی(ع) این که یحیی(ع) را طاغوت زمانش کشت و سرش را از بدنش جدا کرد. در مورد حضرت مسیح(ع) نیز طاغوتیان زمان می‎خواستند او را به دار آویزان کنند، که اشتباهی رخ داد و شخص دیگری را به جای عیسی(ع) کشتند، و عیسی(ع) به سوی آسمانها صعود نمود.

  • پیامبری حضرت یحیی (ع)در خردسالی

در آیه 12 سوره مریم می‎خوانیم؛ خداوند می‎فرماید:«یا یحْیى خذ الْکتاب بقوهٍ و آتیناه الْحکْم صبیا؛ ای یحیی! کتاب (خدا) را با قوت بگیر و ما فرمان نبوت را در کودکی به او دادیم.»

حضرت زکریا(ع) وقتی که به شهادت رسید، حضرت یحیی(ع) خردسال بود، مقام نبوت به او رسید. و این از امتیازات حضرت یحیی (ع) است که نخستین پیامبری بود که در کودکی به پیامبری رسید. درست است که دوران شکوفایی عقل انسان معمولاً حد و مرز خاصی دارد، ولی می‎دانیم که همیشه در میان انسانها افراد استثنایی وجود دارند. چه مانعی دارد که خداوند در شرایط خاصی، بعضی از پیامبران یا امامان علیهم السلام را در همان خردسالی، شایسته مقامات عالی کند.


نام حضرت یحیی در سوره های آل عمران، انعام، مریم و انبیأ، مجموعاً 5 بار آمده است.

حضرت یحیی (علیه السلام) در سوره آل عمران به «حصور» توصیف شده است. حصور از حصر به معنی کسی است که از جهتی در محاصره است و طبق روایات به معنی خوداری کننده از ازدواج است. حصور کسی است که غریزه ها و هوس های دنیایی را ترک گفته است(مرحله عالی زهد).

صفات و ویژگی های مشترک حضرت یحیی (علیه السلام) و حضرت عیسی (علیه السلام) عبارت است از: زهد فوق العاده، ترک ازدواج، تولد اعجاز آمیز، نسب بسیار نزدیک.

خداوند در آیات 12و 13و 14و 15 سوره مریم در مورد حضرت یحیی(علیه السلام) می فرماید:

«یا یحیی خذ الکتاب بقوه ؛ ای یحیی، کتاب [تورات] را با قوت و قدرت بگیر .»

«و آتیناه الحکم صبیا؛ ما فرمان نبوت و عقل و هوش و درایت را در کودکی به او دادیم .»

حضرت یحیی و حضرت عیسی هر دو در کودکی به مقام نبوت رسیدند و مفهوم اسم آنها به معنی زنده می باشد.

«و حناناً من لدنا و زکاه؛ با لطف خاص خود به او رحمت و مهربانی و پاکی و پارسایی دادیم.»

«و کان تقیا؛ او پرهیزگار بود.»

«و براً بوالدیه؛ او را نسبت به پدر و مادرش خوشرفتار و نیکوکار و پر محبت قرار دادیم.»

«و لم ْ یکن ْ جباراً عصیاً؛ او مردی ستمگر و معصیت کار و آلوده به گناه نبود.»

به خاطر این صفات (رحمت و محبت نسبت به بندگان، پرهیزگار بودن، خوش رفتار و نیکوکار بودن نسبت به پدر و مادر و …) است که خداوند در مورد حضرت یحیی (علیه السلام) می فرماید:

«سلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا؛ سلام بر او در روزی که به دنیا آمد، روزی که می میرد و روزی که زنده برانگیخته می شود .»

سه روز مشکل و سرنوشت ساز در زندگی انسان عبارت است از:

1. روزگار گام نهادن به این دنیا، یوْم ولد.

2. روز مرگ و انتقال به جهان آخرت، یوم یموت.

3. روز برانگیخته شدن در جهان دیگر، یوْم یبعث حی.


یکی دیگر از شباهتهای حضرت یحیی و حضرت عیسی درود فرستادن خداوند به آنها در مراحل سه گانه زندگی است. همچنان که قرآن در مورد حضرت عیسی(علیه السلام) نیز، از زبان خود ایشان فرموده است:«سلام علی یوم ولدت و یوم اموت و یوم بعث حی»

امام حسین (علیه السلام) و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز جهات مشترکی داشته اند، امام سجاد(علیه السلام) می فرماید:

«ما همراه امام حسین (علیه السلام) به سوی کربلا بیرون آمدیم، امام، در هر مکانی وارد می شدند و یا از آن کوچ می کردند، یادی از حضرت یحیی(علیه السلام) و قتل او می نمودند و می فرمودند: «در بی ارزشی دنیا نزد خدا همین بس که سر یحیی بن زکریا را به عنوان هدیه به سوی فرد بی عفتی از بی عفت های بنی اسرائیل بردند.»

شهادت امام حسین (علیه السلام) نیز از جهاتی همانند شهادت حضرت یحیی (علیه السلام) و مدت حمل هر دوی آنها نیز شش ماه بوده است.

ماجرای شهادت جانسوز حضرت یحیی(ع)

دربیت المقدس پادشاهی هوسباز به نام «هیرودیس» (یا هردوش) بود، که از طرف قیاصرهروم در آن جا فرمانروایی می‎کرد، برادرش بهنام دختری به نام «هیرودیا» داشت. پس از آن کهفیلبوس از دنیا رفت، هیرودیس با همسر برادرش ازدواج کرد.

هیرودیس شاه هوسباز، عاشق هیرودیا دختر زیبای برادرش شد، به طوری که زیبایی هیرودیا او را در گرو عشق آتشین خود قرار داده بود، از این رو تصمیم گرفت با او که برادر زاده، و دختر همسرش بود، ازدواج کند. این خبر به پیامبر خدا حضرت یحیی(ع)رسید، آن حضرت با صراحت اعلام کرد که این ازدواج برخلاف دستورات تورات است و حرام می‎باشد.

سر و صدای این فتوا در تمام شهر پیچید و به گوش آن دختر (هیرودیا) رسید، او کینه یحیی(ع)را به دل گرفت، چرا که او را بزرگترین مانع بر سر راه هوسهای خود می‎دانست و تصمیم گرفت در یک فرصت مناسبی از او انتقام بگیرد.

ارتباط نامشروع هیرودیا با عمویش هیرودیس بیشتر شد، و زیبایی او شاه هوسران را شیفته‎اش کرد به طوری که هیرودیا آن چنان در شاه نفوذ کرد، که شاه به او گفت: «هر آرزویی داری از من بخواه که قطعاً انجام خواهد یافت.»

هیرودیا گفت: من هیچ چیز جز سر بریده یحیی(ع) را نمی‎خواهم، زیرا او نام من و تو را بر سر زبانها انداخته و همه مردم را به عیب جویی ما مشغول نموده است. در سالروز جشن تولد هیرودیس پادشاه فلسطین طبق پاره‎ای از روایات، یحیی بن زکریا(ع) در محراب عبادت در مسجد بیت المقدس به سر می‎برد، مأموران جلاد سراغ او آمدند و او را دستگیر کرده و به مجلس شاه بردند، شاه در همان جا فرمان داد سر از بدن او جدا کردند و سر بریده‎اش را در میان طشت طلا نهادند و آن گاه که هیرودیا تسلیم هوسهای شاه گردید، سر بریده یحیی(ع)به سخن آمد و در همان حال نهی از منکر کرد و خطاب به شاه فرمود: «یا هذا اتق الله لا یحل لک هذه؛ آی شخص از خدا بترس این زن بر تو حرام است.» به این ترتیب حضرت یحیی(ع)مظلومانه به شهادت رسید.

  • دلیل شباهت شهادت حضرت یحیی به امام حسین(ع)

امام مهدی(عج) اولین آیه سوره حضرت مریم را به امام حسین(ع) تاویل نموده است؛

سعد بن عبدالله قمی گوید: به امام عصر عرض کردم: ای فرزند رسول خدا تاویل آیه کهیعص چیست؟ فرمود: "هذه الحروف من انباء الغیب، اطلع الله علینها عبده زکریا، ثم قصها علی محمد و ذلک ان زکریا سال ربه ان یعلمه اسماء الخمسه فاهبط علیه جبرئیل فعلمه ایاها.."

این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریا را از آن مطلع کرده و بعد از آن داستان آن را به حضرت محمد(ص) باز گفته است.

داستان از این قرار است که زکریا از پروردگارش درخواست کرد که اسماء خمسه طیبه را به وی بیاموزد؛ خداوند متعال جبرئیل را بر او فرستاد و آن اسامی پاک را به او تعلیم داد.

زکریا چون نام های محمد، علی، فاطمه و حسن(ع) را یاد می کرد اندوهش برطرف می شد و گرفتاریش از بین می رفت و چون حسین را یاد می کرد بغض و غصه گلویش را می گرفت و می گریست و مبهوت می شد.

روزی گفت: بارالها چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می کنم آرامش می یابم و اندوهم برطرف می شود اما وقتی حسین را یاد می کنم اشکم جاری می شود و ناله ام بلند می شود؟

خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: "کهیعص"؛ "کاف" اسم کربلا و "ها" رمز شهادت عترت طاهره است و "یا" نام یزید قاتل حسین و "عین" اشاره به عطش و "صاد" نشان صبر او است.

زکریا چون ای مطلب را شنید نالان و غمگین شد و تا سه روز از عبادتگاهش بیرون نیامد و به کسی اجازه نداد نزد او بیاید و گریه و ناله سر داد و چنین نوحه گفت: بارالها از مصیبتی که برای فرزند بهترین خلایق خود تقدیر کرده ای دردمندم.

خدایا آیا این مصیبت را بر آستانه او نازل می کنی؟ آیا جامه این مصیبت را بر تن علی و فاطمه می پوشانی؟ آیا این غم را بر ساحت آنان فرود می آوری؟

بعد از آن گفت: بارالها فرزندی به من عطا کن تا در پیری چشمم به او روشن شود و او را وارث و وصی من قرارده؛ آنگاه مرا دردمند او گردان؛ همچنان که حبیبت محمد را دردمند فرزندش گرداندی!

خداوند حضرت یحیی را به او بخشید و او را دردمند وی ساخت؛ لذا بین امام حسین و حضرت یحیی نیز شباهت هایی وجود دارد و نحوه شهادت هم شبیه همدیگر است یعنی شقی ترین فرد سر مقدس آنان را از تن جدا نمود و برای فرد ناپاکی هدیه فرستاد و او نیز سر مقدس را داخل طشت طلا گذاشت.


تاریخ ارسال : دوشنبه 5 آبان 1393 07:52 ب.ظ | نویسنده : سید خلیل جبارفلاحی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:23 ب.ظ
This text is invaluable. How can I find out more?
تاریخ ارسال : چهارشنبه 21 آبان 1393 03:31 ب.ظ

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر