تبلیغات
زیرخاکسترذهن

متفرقه/67/ شباهت ها و تفاوت های قیام امام حسین (ع) و قیام امام خمینی (ره)/ویژه سالروز آغاز قیام مختار و متقارن شدن با ایام مبارک دهه فجر )

فردا سالروز آغاز قیام مختار ثقفی (سنه 66) است و متقارن شده با ایام الله مبارک دهه فجر بهانه ای شده تا گریزی بزنیم بر شباهت ها و تفاوت هایی قیام امام حسین (ع) با قیام امام خمینی  (رض )


عزت خواهی و تقویت روحیه سربلندی

یکی از انگیزه های اساسی امام خمینی در نهضت اسلامی ایران، عزت خواهی و تقویت روحیه سربلندی و شکست ناپذیری مردم ایران بوده است. به همین دلیل ایشان از ذلت پذیری دولت ایران که طبعاً به حساب مسلمین تلقی می گردید سخت احساس بیزاری نمود

رئیس جمهور آمریکا باید بداند که امروز در پیش ملت ما منفورترین افراد بشر است. امروز تمام گرفتاری ما از آمریکا است.»(4) امام در فراز یکی از سخنان خود فریاد زد:«خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد

و در پیامی دیگر فرمود:«من اکنون قلب خود را بر سر نیزه های مأمورین شما حاضر کرده ام ولی برای قبول زورگویی ها و خضوع در مقابل جباری های شما حاضر نخواهم بود. موضع گیری های فوق انگیزه رد بیعت از سوی امام حسین(ع) را به خاطر می آورد

تعبیر بلند «هیهات مناالذله این بخشی از روحیه سازش ناپذیری و عزت طلبی امام بوده است. حضرت امام خمینی به قدری به مسئله عزت مسلمانان اهمیت می داد که می فرمود: وقتی عکس محمد رضا شاه معدوم را در برابر فلان رئیس جمهور آمریکا، که آن طور ذلیلانه در مقابل او ایستاده بود، دیدم بسیار ناراحت شدم و تلخی این منظره هنوز برای من باقی است که شاه مملکت اسلامی در برابر کافر خدانشناس، این طور اظهار کوچکی کند

 نقش اسلام در تکوین و پیروزى‏انقلاب ایران

تحقق انقلاب ایران در سال (۱۹۷۹ م/۱۳۵۷ ش) از تحولات شگرف محسوب مى‏شود. وقوع این حادثه در سال‏هاى پایانى قرن بیستم، بسیارى از نظریه‏پردازان انقلاب را شگفت‏زده کرد. «اسلام در شکل‏گیرى و تکوین انقلاب نقش اساسى و تعیین کننده داشته است

الف سرشت دین و انقلاب پذیرش این مطلب که اسلام با سیاست آمیخته است و این دو یکى هستند. مساله دیگر بحث قلمرو دین است.

ب خطوط کلى اسلام و انقلاب اسلامى اسلام مبتنى بر یک نظام ارزشى است. در این نظام ارزشى، ویژگى‏ها و مشخصه‏هاى جامعه سیاسى آرمانى عرضه شده است. رهبران دینى بر اساس نظام ارزشى، شیوه‏ها و راهکارهاى عملى دگرگون‏سازى جامعه در جهت دستیابى به جامعه آرمانى را ارائه مى‏دهند

ج) ‏اسلام‏ زدایى‏ رژیم ‏گذشته ‏و واکنش‏ نیروهاى‏ مذهبى در عصر حاکمیت پهلوى، این رژیم، که با مساعدت استعمارگر انگلیس روى کار آمده بود،

د رهبرى رهبرى از دیگر شاخص‏هاى اسلام در انقلاب ایران محسوب مى‏شود. رهبرى این انقلاب در شخصیت امام خمینى‏ تبلور یافته بود. رهبرى در حرکت انقلابى، نقش هماهنگ‏کننده اصلى نیروهاى درگیر را ایفا مى‏کند

 نقش مساجد مساجد یکى از کانون‏هاى مهم تجمع و تبادل پیام‏هاى انقلاب و تعمیق جریان انقلاب محسوب مى‏شدند. در رویکرد نظرى، سازماندهى و تشکل از عناصرى است که برخى از نظریه‏پردازان انقلاب بر آن تاکید کرده‏اند.

نقش نمادهاى اسلامى نمادهاى اسلامى نشانه همبستگى جامعه محسوب مى‏شوند. تاسوعا، عاشورا و اعیاد اسلامى از جمله این نمادها هستند.

روحیه شهادت‏طلبى و ایثار اسلام در مواجهه با ظلم و دفاع از حق و حقیقت، پیروان خود را به جهاد با جان و مال دعوت مى‏کند. پایدارى در جهاد گاه منجر به پیروزى و گاه منجر به مرگ مى‏گردد که در فرهنگ اسلامى، از آن به «شهادت‏» تعبیر مى‏شود

شعارهاى انقلاب شعارها همواره برخاسته از باورها و آرمان‏هاى والاى جامعه است. شعارهایى که در طول درگیرى با رژیم ارائه مى‏شد حکایت از ماهیت فکرى انقلاب داشت.

 بخش اول

آسیبهای جامعه اسلامی در زمان قیام امام حسین (ع) و امام خمینی (ره)

هر مصلحی با توجه به تصوری که از وضع مطلوب جامعه دارد بر وضع موجود جامعه زمان خویش ایرادات و اشکالاتی وارد می داند و به نواقص و امراض خاصی در آن جامعه اشاره می کند

1- آسیبهای اعتقادی و مذهبی

 مهمترین علل انحطاط و سقوط جامعه اسلامی بعد از رحلت حضرت رسول (ص) برداشت نادرست از دین و فهم غلط معارف اسلامی بوده است. عواملی که به بروز کژاندیشیها و گرایشهای قبیله ای منتهی گردید موجباتی را فراهم آورد تا کسانی که به مصادر خلافت دست می یافتند دین را وسیله توجیه حکومت و اهداف فردی و قومی خویش قرار دهند

قبل از قیام امام خمینی (ره) هم ملاحظه می شود که جامعه در زمینه عقاید الهی و مذهبی دچار آسیبهای جدی است. برداشتهای دینی رایج به گونه ای است که دین به هیچ یک از امور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه کاری ندارد و فقط امری است که به برخی از عبادات و اعمال فردی ختم می گردد و چنین برداشتی از دین همواره مطلوب طبقات حاکم بر جامعه بوده است و به وسیله حکومتهای باطل در میان مردم رواج یافته است

 2- آسیبهای سیاسی و اجتماعی

 جامعه اسلامی بعد از رحلت پیامبر (ص) از نظر سیاسی و اجتماعی معیارها و ضوابط اسلامی تحت الشعاع ارزشهای قومی و نژادی قرار می گیرد و مهاجر بر انصار و قریش بر غیر قریش ترجیح داده می شود و به لیاقت و شایستگی افراد در تصاحب مناصب سیاسی و اجتماعی عنایتی نمی شود. زمامداری از قریش به مداخله تیره اموی و زمامداری اموی به سلطنت موروثی و سلطنت موروثی به استبداد مطلق کشیده شد

امام خمینی (ره) یکی از دیرپاترین آسیبهای جامعه اسلامی را "عدم تشکیل حکومت حق" می داند و در زمانی قیام خود را آغاز می کند که جامعه تحت سلطه یک حکومت فاسد شاهنشاهی قرار گرفته است که جز منافع فردی و خانوادگی خود هیچ معیار دیگری را نمی شناسد و حتی برای ارضای نفسانیات خود حاضر است سلطه بیگانگان را نیز بر سر مردم مسلمان گسترش دهد، مردم در این حکومت هیچ نقشی ندارند

 3- آسیبهای اقتصادی و غارت بیت المال

در جامعه اسلامی پیامبر با توجه به اصول و موزانه هایی که بر مالکیت و نظام اقتصادی حاکم شد ثروتمندان و اشراف نمی توانستند به استثمار و تکاثر ثروت بپردازند و عدالت اجتماعی و اقتصادی از عمده ترین اصول جامعه اسلامی به شمار می آمد

اما اینک امام حسین (ع) پس از پنجاه سال که از رحلت پیامبر می گذرد با یک جامعه کاملا نابرابر مواجه است که در آن از یک سو قریش و وابستگان به دستگاه خلافت به ویژه بنی امیه به ثروتهای کلان دست یافته اند و از سوی دیگر اکثر آحاد مردم جامعه در فقر و محرومیت به سر می برند.

یکی از آسیبهای مهم جامعه در آستانه قیام امام خمینی (ره) فاصله طبقاتی و بهره کشی سرمایه داران و طبقه ثروتمند جامعه از طبقات محروم و مستضعف می باشد. ایجاد هسته های سرمایه داری در ایران به وسیله نظام شاهنشاهی سبب شد تا وابستگان به دربار و ایادی دست نشانده شرکتهای چندملیتی با استفاده از پول نفت و فروش منابع طبیعی کشور به ثروتهای کلان دسترسی پیدا کنند

 

4- آسیبهای فرهنگی و اخلاقی در زمان حیات پیامبر (ص) خصلتهای پست فرهنگ بدوی و قبیله ای از جامعه محو شد و کینه توزی به برادری مبدل گشت. بی بند و باریهای اخلاقی از بین رفت و زنان که موجوداتی پست به شمار می آمدند در جامعه مسلمین از مرتبه والایی برخوردار شدند و شخص پیامبر به دختر خویش مباهات می کرد.

اما بعد از رحلت رسول اکرم با بروز فرهنگ بدوی و هواهای نفسانی مجددا روحیه برتری جویی و مال اندوزی و راحت طلبی بر جامعه اسلامی مستولی شد و هنگامی که بنی امیه بر شبه جزیره عرب حاکمیت یافتند به تدریج ارزشها و اصول اخلاقی اسلام از جامعه حذف می شد و قیام امام حسین (ع) وقتی آغاز می شد که امویان آشکارا و بدون هیچ ملاحظه ای به هتک حرمتهای الهی می پرداختند

شرایط اخلاقی و فرهنگی جامعه در آستانه قیام امام خمینی (ره) نیز به گونه ای بود که هیچ تناسب با ضوابط و اصول اخلاقی اسلام نداشت. حکومت فاسد و وابسته شاهنشاهی با توجه به نوعی از خودباختگی فرهنگی و فرنگی مآبی که دچار آن شده بود در تخریب ارزشهای اخلاقی و فرهنگی جامعه از هیچگونه تلاشی مضایقه نمی کرد و جامعه را لهو و لعب و هرزگیها فراگرفته بود.

 بخش دوم

راههای اصلاح جامعه از نظر امام حسین (ع) و امام خمینی (ره)

1- اصلاح اندیشه دینی

 و تغییر نگرش مردم نسبت به دین دین یکی از سرچشمه های اصلی فرهنگ در جوامع بشری است و صلاح و فساد هر جامعه به صلاح و فساد اندیشه دینی در آن جامعه وابسته است. امام حسین (ع) به عنوان مظهر اسلام محمدی با قیام خود عزم آن دارد تا بر تفسیرها و برداشتهای رایج دین خط بطلان کشد و با احیا دین حقیقی وجوه پویا، سازنده و جهت دهنده این را برای مردم نمایان سازد لذا می فرماید: انا خرجت لطلب اصلاح فی امة

امام خمینی (ره) اصلاح اندیشه های دینی را سرلوحه نهضت اسلامی قرار می دهد و با طرح مسئله جدایی دین از سیاست تغییرها و برداشتهای رایج از دین را طرد می کند و اسلام را یک دین اجتماعی و همه جانبه معرفی می نماید که باید در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متجلی گردد

 2- نفی سازش با حکومت جور سکوت در مقابل حکومت باطل و بی تفاوت بودن نسبت به وضع موجود جامعه موجب نهادینه شدن و ثبات هرچه بیشتر معیارها و ارزشهای ضد دین می گردد و به قدرتهای جابر مشروعیت اجتماعی و سیاسی می بخشد. آنچه در قیام امام حسین (ع) و امام خمینی (ره) ملاحظه می گردد این است که هر دو نهضت از ابتدا با "نه" گفتن به وضع موجود و عدم پذیرش حکام جور شروع می شوند

امام خمینی (ره) نیز با اقتدا به امام حسین (ع) چنین کردند و در مقابل حکومت جابر همه مصیبتها را تحمل کردند و با ایستادگی و سازش ناپذیری خود مشروعیت اجتماعی و سیاسی نظام شاهنشاهی را برای اولین بار در تاریخ ایران زیر سئوال بردند و برای همیشه جور آن را از سر مردم کم کردند

 3- اهمیت دادن به نقش مردم نهضتهای انقلابی و اصلاحی معمولا ثبات نظام اجتماعی را برهم می زنند و افکار و آراء مردم را تحت تاثیر خود قرار می دهند. امام حسین (ع) و امام خمینی (ره) هر دو به نقش مردم و مشارکت آنها در قیام اسلامی اهمیت داده اند ولی با توجه به تفاوتهای اساسی که از نظر زمانی و شرایط اجتماعی بین دو قیام وجود دارد مشارکت و استقبال از دو نهضت با یکدیگر قابل مقایسه و تطبیق نیستند

امام خمینی (ره) در جامعه ای متفاوت از جامعه زمان امام حسین (ع) قیام خود را آغاز نمودند و مردم در قیام امام خمینی (ره) نقش ویژه ای دارند و شرط اساسی اصلاح جامعه را آگاهی مردم می دانند و در یک دوره طولانی برای آگاه نمودن و مشارکت دادن مردم در قیام فعالیت می

 4- تشکیل حکومت اسلامی نقش حکومتها در اصلاح و فساد جوامع بر کسی پوشیده نیست. اسلام دین جامعی است و اجرای اصول اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آن بدون تشکیل حکومت ممکن نیست. برخی از علمای اسلامی بر این عقیده اند که مهمترین انگیزه امام حسین از انجام این قیام ایجاد حکومت اسلامی بوده است. امام خمینی (ره) در این زمینه می فرمایند: "زندگی سیدالشهدا، زندگی حضرت صاحب عج، زندگی همه انبیاء عالم، همه انبیاء از اول، از آدم تا حالا همه شان این معنا بوده است که در مقابل حکومت جور، حکومت عدل را می خواستند درست کنند". ایشان که "عدم تشکیل حکومت حق" را از مهمترین و ریشه دارترین آسیبهای جامعه اسلامی می دانند اظهار می دارند: "اگر گذاشته بودند که حکومتی که اسلام می خواهد، حاکمی را که خدای تبارک و تعالی امر به تعیینش فرموده است،

 5- تبیین و تصریح ارزشهای اسلامی

 نظام اجتماعی در هر یک از جوامع بشری به واسطه ارزشها، هنجارها و احساسات مشترک بین اعضای آن جامعه انسجام می یابد و جوامع مختلف را از یکدیگر متمایز می سازد. اسلام حاوی ارزشها و هنجارهایی است که در صورت بروز و اشاعه آنها اعضای جامعه از درون متحول می گردند و هر یک از اعمال فردی و اجتماعی آنها معانی خاص و شیوه های ویژه ای پیدا می نمایند

امام خمینی (ره) و امام حسین (ع) که وجودشان مظهر چنین ارزشهایی بود در اعتقاد و عمل به احیای آنها پرداختند و اشتیاقی در دل انسانها برانگیختند که وجودشان را دچار بیقراری و پویایی دائمی ساخت. این ارزشها و هنجارها منشا الهی دارند و پویایی و تحرک آفرینی آنها تابع هیچ زمان و مکان خاصی نیست و با آنچه در سایر جوامع مشاهده می گردد متفاوت است

 قیام امام حسین (ع) در سال شصت هجری جولانگاه و نمایشگاه این ارزشهای متعالی بود و فرزند پیامبر با چنین نهضتی، پویایی و تحرک آفرینی دین حضرت محمد را برای همیشه تاریخ ثبت کرد. امام خمینی (ره) نیز با اقتدای به امام حسین (ع) توانست این نهضت عظیم را به ثمر رساند و مجددا به احیای این ارزشها در جامعه اسلامی بپردازد.

نمونه هایی از ارزشهای مشترک که این دو نهضت مقدس به آنها صراحت بخشید عبارتند از:

1- ایمان به جهاد فی سبیل الله و احیای روح مجاهده و مبارزه که بر حسب آیه شریفه "قل انما اعظکم بواحدة ان تقوموا لله" سرلوحه قیام امام خمینی (ره) قرار گرفت و خلقی را برای جهاد در راه خدا برانگیخت.          2-احیای روحیه شهادت طلبی (21)و برترین مراحل عرفان عملی ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا"      3- مقاومت و پایداری و پشتکار در مبارزه. "فاستقم کماامرت"             4- احیای روحیه آزادگی و ذلت ناپذیری. "هیهات مناالذلة"         5- شجاعت و شهامت و پرهیز از مصلحت اندیشی و راحت طلبی و توجیه گری. "انی لااری الموت الا السعادة و الحیاة مع الظالمین الا برما"          6- احیای روحیه برادری و برابری و تساوی حقوق زن و مرد.        7- احیای امر به معروف و نهی از منکر و سایر امور عبادی نماز، روزه، دعا.           8- احیای جنبه های اخلاقی، مروت، ایثار و...

نهضت حسینی و تأثیر آن بر انقلاب اسلامی:        در محرم 61 هجری نوایی در نینوا طنین انداز شد که تا ابد الگوی هر حرکت مبارزاتی در برابر فساد و تباهی است. قیامی كه ماهیت و محتوایی مقدس و معنوی دارد و تبلور ستیز همه جانبه و گسترده تمامی حق‌طلبان تاریخ علیه جفا پیشگان و قدرت‌های طاغوتی است. انقلاب اسلامی نمونه ای بارز از این فرهنگ می باشد که گفتمانش برگرفته از فرهنگ سیاسی شیعه و بویژه نهضت عظیم عاشورا است و به جد باید بیان داشت که تاثیر این رویداد عظیم بر پیکره انقلاب به حدی است که در صورت فقدان آن، این حرکت به ثمر نمی نشست و یا حداقل با این سرعت به پیروزی نمی رسید. اندیشمندان برجسته دنیا همگی براین امر معتقدند که حرکتهای مردمی همانند انقلاب ایران دارای پشتوانه عظیمی به نام ایدئولوژی می باشد که توانسته اهداف توده های مختلف مردم را در یک راستا قرارداده و آحاد جامعه را به این شکل همراه سازد. با بررسی در ادبیات سیاسی رایج در روند وقوع انقلاب اسلامی، شعارها، سخنرانی ها و بیانیه های انقلابیون و رهبران نهضت، بیانگر این واقعیت است که از میان عناصر مذهبی، "فرهنگ عاشورا و نهضت امام حسین(ع)، نقش بسزایی در این زمینه ایفا کرده است.


مؤلفه های فرهنگ و تعالیم عاشورا عبارتند از:            1. فرهنگ شهادت؛        2. فرهنگ مبارزه مستمر حق با باطل؛       3. فرهنگ طاغوت ستیزی و طاغوت زدایی؛        4. اصل پیروی از رضای خدا و مصالح مسلمین؛          5. فرهنگ پیشگیری از جرم و فساد قبل از وقوع آن در فرهنگ نظارت عمومی و امر به معروف و نهی از منکر.

   این مؤلفه ها در پیدایش و پیروزی انقلاب اسلامی، تأثیر بسزایی داشته و حفظ و تداوم انقلاب اسلامی نیز در گرو حرکت در این چارچوب است. فرهنگ عاشورا هم در پیدایش، هم در پیروزی انقلاب اسلامی و نیز در حفظ و تداوم انقلاب اسلامی تاثیر دارد. وجود این رخداد عظیم نه تنها عامل پیدایش اصل انقلاب و زمینه ساز پیروزی آن در مراحل مختلف بوده است؛ بلکه همین فرهنگ، عامل اساسی حفظ و تداوم انقلاب اسلامی نیز محسوب می‌گردد. از دیدگاه امام خمینی(ره)، نهضت عاشورا احیا کننده دین، حاکمیت اللّه، عبودیت خداوند، زدودن طاغوت، نشاندن اوامر و نواهی الهی به جای فرهنگ منحط دستگاه اموی بوده است.  "خطری که معاویه و یزید بر اسلام داشتند این بود که اسلام را به صورت سلطنت می خواستند در بیاورند، می خواستند معنویت را به صورت طاغوت درآورند . . . این خطر را سیدالشهداء دفع کرد..." در همین راستا هدف و انگیزه مردم ایران از انقلاب اسلامی را باید نابودی ظلم، استبداد و استکبار و بر پایی حکومت عدل الهی و اجرای احکام اسلامی به عنوان "معروف" و جلوگیری از وابستگی به اجانب و بیگانگان به عنوان "منکر" دانست. هنر حضرت امام در بهره وری شایسته از عاشورا تعویض نگاه مردم بود. کاری که حضرت امام موفق به آن شد این بود که نگاه مردم را در این رویداد از مقام ثبوتی به اثباتی کشانید و توجه مردم را بیشتر به فلسفه قیام جلب کرد تا خود حادثه، از قیام امام حسین(ع و حماسه‌های عاشورا مشعلی برای حرکت و زندگی مردم ساخت و این حماسه را در متن زندگی سیاسی اجتماعی مردم وارد نمود و آن را پشتوانه حرکت و قیام عمومی ساخت.

 

اگر انقلاب اسلامی بخواهد بر مبنای آن فرهنگی که شکل گرفته، تداوم یابد؛ باید توجّه ویژه‌ای به همان فرهنگ داشته باشد، روحیه شهادت طلبی، آزادگی، عزّت نفس، مبارزه با ظلم و ستمگری، مخالفت با تخطّی از احکام اسلام و... در عرصه‌های مختلف سیاست خارجی و روابط با دیگر کشورها و نیز عرصه سیاست داخلی؛ از سیاستگذاری در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره گرفته تا بخش‌های اجرایی و... . همه باید پایبند به آموزه های نهضت امام حسین(ع) و فرهنگ عاشورا باشند. اگر انقلاب اسلامی توانسته است از کلیه توطئه‌ها جان سالم به در برد؛ اگر جنگ تحمیلی هشت ساله نتوانست این انقلاب مردمی و اسلامی را از پای درآورد؛ اگر تهدیدهای دشمنان اسلام، امپریالیسم تبلیغاتی، محاصره اقتصادی، کودتای نظامی و... هیچ کدام کوچک‌ترین خللی در عزم و اراده نظام اسلامی وارد نکرد، همه و همه به دلیل همان فرهنگ عاشورایی ملت ایران است

بقای اسلام، ماموریت الهی امام حسین(ع)   چنین شخصیت الهی می بایست، پاسدار بقای اسلام و خونش ضمانت آن باشد. این ذبیح الهی باید در كربلا سر بریده شود تا حقیقت بر نیزه ها به ترنم عاشقانه قرآن تجلی یابد. حلقه عاشقان، در طف كربلا گرد آمدند تا این پروانه های عاشق گرد شمع وجود حسین عشق ورزی كنند و درس عشق و عاشقی بیاموزند. صحنه كربلا بیش از حماسه، عشق ورزی ها دارد. هر صحنه جهادی و خونین آن، هزاران نكته باریك تر از مو را در لایه لایه های خود نهان كرده است. از این رو محور حماسه حسینی را عرفان و عشق دانسته اند. و این گونه شد كه اسلام به عشق ایشان جاودانه شد و عشق ایشان ضامن جاودانگی و بقای اسلام گشت. امام حسین(ع) و یارانش هر یك خود حماسه ای از عشق خونین و عقل سرخ عاشقانه را رقم زدند تا مدعیان عشق از تكرار توجیهاتشان شرمگین شوند. امام حسین ماموریت داشت تا ذبیح الهی شود و با خون ثاراللهی خود، بقای اسلام را تضمین كند و گذشته را به آینده روشن مهدوی(عج) پیوند زند. اگر قیام امام حسین(ع) نبود، بلای بزرگ آسمانی همانند آنچه بر سر قوم نوح(ع) آمده بود، بر سر امت فرود می آمد. اما امام حسین(ع) همچون نوح(ع) كشتی از خود و اهل بیت(ع) ساخت تا امت را بر آن سوار كند و به ساحل نجات برساند. این كشتی بر شطی از خون روان شد و به نام خدا «بسم الله مجریها و مرسیها» حركت كند و بر ساحل نجات قرار گرفت. امام حسین(ع) می فرماید: «ان كان دین محمد لم یستقم الا بقتلی فیا سیوف خذینی، اگر دین محمد(ص) جز با مرگ من استوار نمی ماند پس ای شمشیرها بر من فرود آیید.» در كربلا كسانی حضور یافتند كه از همه چیز بریده و فرار الی الله داشتند (ففروا الی الله) و منقطع از همه و متصل به خدا بودند.

تاثیرات انقلاب اسلامی ایران از قیام حسینی با بررسی و تحلیل اهداف نهضت انقلاب اسلامی ایران به ریشه های مشترك انقلاب ایران و نهضت عاشورا می رسیم كه ارتباط و پیوستگی این دو را نمایان می كند. هدف امام حسین (ع) در روز عاشورا همان هدفی است كه امام خمینی در جریان انقلاب اسلامی ایران دنبال كرد. به طور مثال می توان به افشاگری های امام راحل اشاره داشت. امام حسین(ع) به معرفی چهره فاسد و تصویر واقعی از سیاست های پلید بنی امیه پرداخت و همین اتفاق كه در مورد نهضت امام حسین(ع) رخ داد و پس از عاشورا چهره واقعی بنی امیه برای مردم آشكار و منجر به سقوط آل امیه شد را می توان در نهضت امام خمینی دید. امام در سخنرانی های خود چهره زشت و ننگین و نوكر مآبانه شاه را كه قبل از آن به شكلی دیگر برای مردم جلوه گری می كرد هویدا ساخت. این عامل را باید برگرفته از بصیرت و آگاهی دانست، تا جایی كه حضرت قاسم مرگ را از عسل شیرین تر می داند كه مشابه همین بصیرت را در انقلاب اسلامی ایران می توان دید. در انقلاب اسلامی می بینیم شهید مدنی در تبعید می گوید هر چه بیشتر در تبعید بمانم گناه شاه بیشتر و ثواب من بیشتر است. تنها آزادی و آزادگی و مبارزه با ظالمان زمانه در راه زنده ماندن دین هدف قیام امام حسین (ع) بوده كه به الگوی تمامی ملت های آزادیخواه جهان مبدل شده است و انقلاب اسلامی ایران نیز به عنوان حركتی متاثر از قیام حسینی شكل گرفت .

فلسفه و اهداف قیام عاشورا از دیدگاه امام حسین(علیه السلام)

امام حسین(ع) در واپسین سال‌‌های عمر معاویه، به جهت زیارت خانه خدا، عازم مکه شدند. حضرت در مکه در جمع گروهی از عالمان و نخبگان دیگر مناطق اسلامی با ایراد خطبه ای شورانگیز و کوبنده ضمن یادآوری وظیفه سنگین و تکلیف خطیر عالمان و بزرگان شهرها در برابر پاسداری از کیان دین و اعتقادهای مسلمانان و پیامدهای سکوت در برابر جنایات امویان، از خاموشی آنان در برابر سیاست های دین‌‌ستیزانه حاکمان اموی انتقاد کرده و هرگونه همراهی و سازش با آنان را گناه نابخشودنی دانستند. ‏ حضرت در پایان سخنان خود، هدف از اقدامها و فعالیت‌هایش را بر ضد نظام ستمگر حاکم (که چند سال بعد در قالب یک نهضت خود را نشان داد) چنین اعلام فرمودند: "اَللّهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ انَّهُ لَمْ یَکُنْ ما کان مِنا تَنافُساً فی سُلطان. ولکن لِنُُرِیَ (لِنَرُدَّ) المَعالمَ من دینک، ونُظهِرَ الاصلاحَ ....ابن شعبة حرانی، تحف العقول، ص 172; مجلسی، بحار الانوار، ج97، ص 79).                         چهار هدف را برای اقدامها و فعالیت های امام حسین(ع)           الف - اصلاح و بهبودی در وضع شهروندان،         ب - احیای مظاهر و نشانه های اسلام اصیل و ناب محمدی           ج- مبارزه با ستمگران اموی جهت تأمین امنیت برای مردم ستمدیده،            د- فراهم ساختن بستری مناسب برای عمل به احکام و واجبات الهی.          زمینه های بروز حادثه عاشورا زمینه های بروز و ظهور عاشورا به دوران نیم قرن پس از رحلت رسول خدا(ص) و سنگ بدعت های كج نهاده به دست حاكمان از آن جمله شخص معاویه برمی گردد. اما مجتبی(ع) می فرماید: همانا خلیفه كسی است كه سیره رسول خدا(ص) را انجام داده، طاعت او را بكار بندد، نه آنكه بر جور و ستم باشد و سیره و سنت را تعطیل كند دنیا را پدر و مادر بگیرید و چه می دانیم شاید (این صلح) آزمایشی برای شما و متاع اندكی برای معاویه باشد. معاویه در حقی با من به نزاع برخاست كه از آن من بود و من به خاطر صلاح امت و جلوگیری از خونریزی آن را ترك كردم. و نیز از قلت یاران و كثرت شبهات و شایعه پراكنی و نیرنگ معاویه سخن رانده اند. معاویه خلافتی را پی گرفت و استوار كرد كه ویژگی های مهمی داشت و شالوده نظام و اندیشه سیاسی امویان تكیه بر اركانی داشت كه هیچ شباهتی به حكومت پیامبر نداشت و از اندیشه ناب سیاسی اسلام فرسنگ ها دور بود.

عاشورا؛ سرمشق دائمى امت اسلامى‏  

  عاشورا یک حادثه تاریخى صرف نبود، عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دایمى براى امت اسلام بود. حضرت ابى‏عبدالله(ع) با این حرکت - که در زمان خود، داراى توجیه عقلانى و منطقى کاملا روشنى بود - یک سرمشق را براى امت اسلامى نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهیدشدن هم نیست، یک چیز مرکب و پیچیده و بسیار عمیق است.                                                                                                                 عاشورا یک بخش از جهاد امام حسین است   امام حسین(ع) را فقط به جنگِ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین(ع) است. تبیین او، امر به معروف او، نهى از منکر او، توضیح مسائل گوناگون در همان منى و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان - حضرت بیانات عجیبى دارد که تو کتابها ثبت و ضبط است - بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود عرصه کربلا و میدان کربلا، این‏ها را باید شناخت. مقابله با تحریف امروز حسین‏بن‏على(ع) مى‏تواند دنیا را نجات بدهد، به شرط آن‏که چهره او را با تحریف مغشوش نکنند. نگذارید مفاهیم، کارهاى تحریف‏آمیز و غلط، چشمها و دلها را از چهره مبارک و منوّر سیدالشهدا(ع) منصرف کند. با تحریف بایستى مقابله کنید.                                                                                                                                           درسهاى عاشورا      اگر این حادثه را در نظر بگیرید، حضرت ابى‏عبداللَّه(ع) از آن روزى که از مدینه خارج شد و به طرف مکه آمد، تا آن روزى که در کربلا، شربت گواراى شهادت را نوشید، شاید بشود گفت که انسان مى‏تواند در این حرکت چندماهه، بیش از صد عنوان و سرفصل به دست آورد که هر کدام براى یک امت، براى یک تاریخ و یک کشور، براى تربیت خود و اداره جامعه و قرب به خدا، درس است. به خاطر این است که حسین‏بن‏على(ع) در دنیا مثل خورشیدى در میان مقدسین عالم، این‏گونه مى‏درخشد. انقلاب اسلامی ایران یکی از درس‌های عاشورا بحث درسهاى عاشورا است که یک بحث زنده و جاودانه و همیشگى است، مخصوص زمان معینى نیست. درس عاشورا، درس فداکارى و دیندارى و شجاعت و مواسات و درس قیام للَّه و درس محبت و عشق است. یکى از درسهاى عاشورا، همین انقلاب عظیم و کبیرى است که پشت سر حسین زمان و فرزند ابى ‏عبداللَّه ‏الحسین(ع) انجام دادید. این درس است (که حضرت) چرا قیام کرد؟ به امام حسین(ع) مى‏گفتند که شما در مدینه و مکه، محترم هستید و در یمن، آن همه شیعه هست، یک گوشه بروید که با یزید هم کارى نداشته باشید، یزید هم با شما کارى نداشته باشد!

امام حسین(ع) قیام کرد تا آن واجب بزرگى را که عبارت از تجدید بناى نظام و جامعه اسلامى یا قیام در مقابل انحرافات بزرگ در جامعه اسلامى است، انجام بدهد. این از طریق قیام و از طریق امر به معروف و نهى از منکر است، بلکه خودش یک مصداق بزرگ امر به معروف و نهى از منکر است. من مى‏خواهم بدعت را از بین ببرم و سنت را احیا کنم، زیرا سنت را میرانده‏اند و بدعت را زنده کرده‏اند! اگر دنبال من آمدید، راه راست با من است، یعنى مى‏خواهم همان تکلیف بزرگ را انجام بدهم که احیاى اسلام و احیاى سنت پیغمبر(ص) و نظام اسلامى است.

امام و پیشوا و رئیس جامعه اسلامى نمى‏تواند کسى باشد که اهل فسق و فجور و خیانت و فساد و دورى از خدا و این‏ها است، باید کسى باشد که به کتاب خدا عمل کند، یعنى در جامعه عمل کند، نه این‏که خودش در اتاق خلوت، فقط نماز بخواند، بلکه عمل به کتاب را در جامعه زنده کند، اخذ به قسط و عدل کند و حق را قانون جامعه قرار بدهد. اگر کسى ببیند حاکمى در جامعه بر سر کار است که ظلم مى‏کند، حرام خدا را حلال مى‏شمارد، حلال خدا را حرام مى‏شمارد، حکم الهى را کنار مى‏زند - عمل نمى‏کند - و دیگران را به عمل وادار نمى‏کند، یعنى در میان مردم، با گناه، با دشمنى و با ظلم عمل مى‏کند و با زبان و عمل، علیه او اقدام نکند، خداى متعال در قیامت، این ساکتِ بى‏تفاوتِ بى‏عمل را هم به همان سرنوشتى دچار مى‏کند که آن ظالم را دچار کرده است، یعنى با او در یک صف و در یک جناح قرار مى‏گیرد. من از همه مسلمانها شایسته‏ترم به این‏که این قیام و این اقدام را (انجام دهم)، چون من پسر پیغمبرم. اگر پیغمبر(ص) ، این تغییر، یعنى همین اقدام را بر تک‏تک مسلمانها واجب کرده است، بدیهى است حسین‏بن‏على(ع)، پسر پیغمبر(ص)، وار علم و حکمت پیغمبر(ص)، از دیگران واجب‏تر و مناسب‏تر است که اقدام کند، من به خاطر این است که اقدام کردم.

عبرتهاى عاشورا        عاشورا غیر از درسها، عبرتهایى هم دارد. بحث عبرتهاى عاشورا مخصوص زمانى است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده این بحث، مخصوص به این زمان است، یعنى زمان ما و کشور ما که عبرت بگیریم. درس شجاعت، درس ایثار و امثال آن، کار به جایى برسد که جلوى چشم مردم، حرم پیغمبر(ص) را در کوچه و بازار بیاورند و به این‏ها تهمت خارجى بزنند! معناى خارجى این نیست که این‏ها از کشور خارج آمدند، خارجى به معناى امروز به کار نمى‏رود، خارجى یعنى جزو خوارج، یعنى خروج‏کننده. در اسلام یک فرهنگى است که اگر کسى علیه امام عادل، خروج و قیام بکند، لعنت خدا و رسول(ص) و مؤمنین، علیه چنین کسى است؛ خارجى یعنى این. در اسلام کسى که قیام کند علیه یک امام عادل، خون او هدر است. این‏ها آمدند پسر پیغمبر(ص)، پسر فاطمه زهرا(س) پسر امیرالمومنین (ع) را به عنوان خروج‏کننده بر امام عادل - که آن امام عادل، یزیدبن‏معاویه است - معرفى کردند و کارشان گرفت! آن‏ها که دستگاه حکومت ظالمند، دلشان هر چه مى‏خواهد مى‏گویند. چرا مردم باور کنند! چرا مردم ساکت بمانند!

از عبرتها، عبرت بگیرید       چرا امت اسلامى که آن‏قدر نسبت به جزئیات احکام اسلامى و آیات قرآنى دقت داشت، در یک چنین قضیه واضحى، این‏قدر دچار غفلت و سستى و سهل‏انگارى بشود که یک چنین فاجعه‏اى به وجود بیاید! این مسأله، انسان را نگران مى‏کند. مگر ما از جامعه زمان پیغمبر(ص) و امیرالمومنین(ع) قرصتر و محکمتریم؟ چه کار کنیم که آن طورى نشود؟ در آن عهد، کار به جایى رسید که پسر و نوه کسانى که در جنگ بدر، به دست امیرالمومنین(ع) و حمزه و بقیه سرداران اسلام، به درک رفته بودند، پسر همان افراد، نوه همان افراد، جاى پیغمبر(ص) نشست و سر جگر گوشه پیغمبر(ص) را جلوى خود گذاشت و با چوب خیزران به لب و دندان او زد و گفت: «لیت اشیاخى ببدر شهدوا جزع الخزرج من وقع الاسل»، یعنى کشته‏هاى ما در جنگ بدر بلند شوند، ببینند که ما با کشنده‏هاشان چه کار کردیم. این‏جا است که قرآن مى‏گوید عبرت بگیرید، این‏جا است که مى‏گوید: «قل سیروا فى الارض»؛ در سرزمینِ تاریخ سیر کنید، ببینید چه اتفاقى افتاده است، خودتان را بر حذر بدارید. آیا هر جامعه اسلامى، همان عاقبت را دارد؟ اگر عبرت بگیرند، نه. اگر عبرت نگیرند، بله. عبرتهاى عاشورا این‏جا است. اگر دقت نکنید، اگر مواظب نباشیم، اگر خودمان را آن‏چنان که باید و شاید، در این راه نگه نداریم، ممکن است آن سرنوشت پیش بیاید. عبرت عاشورا این‏جا است.

قیام بر ضد طاغوت    در جامعه توحیدی و اسلامی بر همه مسلمانان واجب است تا آنجا که می توانند زمینه‌های رشد و هدایت دیگران را در جهت بندگی بهتر خداوند و هدایت و حرکت در مسیر فطرت فراهم سازند و با هر گونه موقعیت و شرایطی که زمینه ساز ناهنجاری های توحیدی و انسانی است مبارزه کنند. بنابراین هر گونه مبارزه علیه قوانین و حاکمیت‌های ضد دینی یا حاکمان طاغوتی، هم مبارزه با زمینه‌های فساد و انحراف اجتماع است و هم خود زمینه ساز بروز فضایل و کرامتهای انسانی و هدایت و حرکت در مسیر فطرت. نهی از منکر از جمله آموزه‌های دینی و قرآنی است که مبنای حرکت و نهضت مصلحانه مردم ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و با اقتداء به قیام و نهضت سیدالشهداء (ع) بود. امام راحل در این خصوص چنین بیان فرمودند: "خدای تبارک و تعالی می‌فرماید فقط یک موعظه من دارم.

انما اعظم بواحه ان تقوموا لله، اینکه برای خدا قیام کنید وقتی که دیدید که دین خدا در معرض خطر است برای خدا قیام کنید، سید الشهداء هم همین طور برای خدا قیام کرد. این یک مطلبی است که برای یک وقت نیست، موعظه خدا همیشگی است هر وقت دیدید که بر ضد اسلام، بر ضد رژیم انسانی اسلامی الهی خواستند که قیام کنند، خواستند وارونه کنند مسائل اسلام را، به اسم اسلام، اسلام را بکوبند باید قیام کرد... همین است سیره انبیاء همین بوده است که اگر چنانچه یک سلطان جائر بر مردم حکومت میخواهد بکند بایستید در مقابلش و او به هر جا می خواهد منتهی بشود باید برویم سراغش و نهی از منکرش و امر به معروفش کنیم و بکشیم او را پایین از آن تخت باطل"(صحیفه نور، ج7، ص37 و ج20، ج2، ص208).

جایگاه شور و شعور در نهضت عاشورا        بررسی تكوینی حماسه عاشورا و تاثیرات شگرف و بی نظیر این نهضت در انقلابهای بعد از آن در طول تاریخ، نشان دهنده عظمت و عمق این حركت عظیم انسانی- الهی است كه از جمیع جهات می تواند به صورتی ویژه و مشخص مورد تحقیق و تفحص و تعمق قرار گیرد چرا كه موج نو و نوین گرایش های تمامی نهضت ها و رهبران حق طلب آن و نیز كل جریانات سیاسی- مذهبی عالم، و تعلق خاطری كه بالاخص در طیف وسیع جوانان جهان به وضوح مشاهده میشود به نوعی نشان دهنده نیاز اساسی نسل های انقلابی به فلسفه و اساس حدوث و وقوع (عاشورا) است حدوث عینی حماسه عاشورا، و روند تكوینی آن گرچه عاشورای حسین (ع) از ابعاد گوناگون، به تمامی امت مسلمان و سایر ملل و جوامع، درسهای زیادی از جمله (عاشقانه زیستن) و (ایستادگی در برابر ظلم) و (مقاومت) و (صبر) را تعلیم نموده است اما چگونگی و كیفیت تبیین این حماسه بی نظیر، و راز شكوفایی و (ماندگار بودن) آن نقش بسیار مهمی را در راستای تعریف واقعی از حماسه حسینی(ع) و تركیب عینی و عملی بین شور و شعور برعهده داشته كه این خود می تواند در حیطه مربوط به آن، به صورتی انكارناپذیر و غیرقابل تردید، اساسی، جلوه نماید. بنابراین بررسی و تبیین و تطبیق و تأمل در شیوه ها و روشهایی كه اعمال آنها سبب ارتقاء سطح جمع بین شور و شعور و یا بالعكس باعث كاهش این جمع باشد، ضروری و حتمی و به نوعی جدی خواهد بود. شور چه جایگاه و نقشی را در راستای تحقق اهداف عاشورای حسینی(ع) برعهده دارد؟

حادثه قیام عاشورا نه تنها مظهر حدوث یك فداكاری عظیم و بی مانند بوده بلكه از نقطه نظر توجیه علل روحی قضیه نیز، بسیار جالب و در نوع خود بی نظیر جلوه می نماید. در بدو امر آنچه بسیار بدیع و غریبانه و در عین حال كاملا ملموس تلقی می گردد حوادثی است كه بعد از رحلت رسول اكرم(ص) به وقوع پیوست. بر ضمیر و ذهن و وجدانهای بیدار مسلمانان همیشه این سؤال مطرح بوده كه چگونه می توان تصور نمود فرزندان پیامبر(ص) و اهل البیت وی كه ولایت و امامت و جانشین رسول خدا، حق الهی آنان است، با توطئه ها و خدعه ها و نیرنگهای ابوسفیان و معاویه در حاشیه قرار گرفته و سپس به صورتی غیرقابل تصور، به شهادت برسند. این قضایا، حتی در اولین روزهای بعد از شهادت حماسه سازان عاشورا، همچون ابری پربار و باران زا، آسمان شفاف «دید» و «منطق» و «وجدان» مسلمانان را بخود جلب نمود، و سپس این تفكر به یك «شعور» و همزمان و موازی با آن، به دنیایی از عاطفه و هیجان و احساس «شور» انقلابی مبدل گشت، به طوری كه از آن زمان و تا هنگامی كه جامعه عدل اسلامی در جهان گسترده نگردیده، این جمع بین (شور) و (شعور)، حوادث و وقایع و انقلاب های بزرگی را باعث شده و قطعا نیز این روند دفاع از حق و رابطه بین افزایش شور و شعور تداوم خواهد یافت.

شعور همچون یك معیار و ابزار اساسی نقشی بسیار بارز در تكوین عینی تحقق ارتقاء سطح كیفی وجود انسانی داشته و بالطبع در دین مبین اسلام نیز به آن اشارات ویژه ای شده است. اما اینكه چرا این هماهنگی و همجواری و تطبیق بین دو مقوله اساسی (شور) و (شعور) در اكثر مواقع و موقعیت های خاصی از تاریخ تكوین تحولات انسانی حدوث جدی نیافته، خود بحثی بسیار مفصل، در عین حال كلیدی و حیاتی است. نظر اجماع این است كه كیفیت ممتاز این تقابل تعیین كننده، به عوامل و معیارها و ابزارهای كاملا مشخصی بستگی داشته كه هر كلام به نوعی در چارچوب و ساختار كلیدی حماسه عاشورا، نقشی بارز و اساسی دانسته اند و یكی از مهم ترین این ابزارها، شخصیت شاخص و الهی و بی نظیر و مرتبط با نبوت و امامت محور عاشورا یعنی سیدالشهدا(ع) می باشد.  (شعور) واقعی، همواره در ذات انسانها نهفته شده و با یك منطق قوی كه بالطبع در سرشت وجودی تمامی انبیا و اوصیاء و ائمه اطهار و صالحین تعبیه گردیده، این شعور به حد تعالی ارتقاء خواهد یافت و این خود، به تنهایی می تواند سرشت منطقی بودن شناخت علت جمع (شور) و (شعور) و ارتباط آن با قیام عدالت خواهانه و فرهنگی و معرفت گرایانه امام حسین(ع) را به خوبی مشخص نماید.

اصولا قیامهای مردان بزرگ و مقدس دارای چنین ویژگی هستند كه به این حركت های عظیم و (آگاهانه) یكنوع ارتقاء سطح كیفی بسیار والایی می دهد، از جمله این خصوصیات مقدس می توان به چند مورد عمده اشاره نمود:                الف- تقدس، یعنی پاك بودن از جنبه های سطحی از قبیل حسدها و كینه های شخصی و خودخواهی ها.                  ب- عمومیت یافتن یا قطعیت داشتن زمینه های انقلاب، به طوری كه برای رهبر این انقلاب، حدوث و تحقق انقلاب برای حال و آینده مردم و یا امت حیاتی و تعیین كننده و الزامی جلوه می نماید. ولو اینكه هواداران یا (آگاهان) به این انقلاب از نظر كمیت ظاهراً در اقلیت، باشند.                                                                                                   پ- تمامی انقلابهای حقیقی و مردمی و خدایی، یكنوع مرجعیت یا پیشوایان رهبری را در مركز ثقل تصمیم گیریها دارند كه جریان انقلاب را هدایت می كند، و چون این انقلاب و رهبریت آن، منافع آحاد مختلف مردم را در راستای طیف جامعه و حق و حقیقت لحاظ می نماید لذا در هر حال پیروزی واقعی، نصیب این نهضت خواهد شد، ولو اینكه ممكن است در نگاه اول، موفقیت نهایی و مشخص و معینی را كسب ننموده باشد.ت- ویژگیهای منحصر به فرد انقلاب به طور كلی جایگاه انقلابهای حقیقی و مذهبی و دینی كه خالص ترین نوع انقلاب ها می باشند. به واسطه استثنایی بودن ریشه ها و مبنای آن ها، در رفیع ترین نقطه اتكای مردم واقع شده است زیرا كه مردم امیدها و آمال و آرزوهای گمشده خویش را در قالب و چارچوب نهضت و انقلاب جست وجوی می نمایند لذا این ویژگی ها، از نكات بسیار بارز و نمایان نهضت های واقعی می باشند.امام نیز با امعان به وظیفه خطیر و الهی خود كه نشأت گرفته از «امر به معروف و نهی از منكر» است حماسه جاودانی آزادی و آزادگی را در دوران خفقان حاكمان وقت فریاد كشید.

امام، كه خود، پیامبر اكرم(ص) را عمیقاً درك كرده و خصوصیات یك انسان كامل خدایی و ربانی را به طور مستقیم و بواسطه رسالت جدش و امامت پدر معصومش در خود احساس نموده بود، با عزمی عمیق و حقانیتی پرشكوه، برای اعاده حقوق حقه مردم مظلوم كه با نیرنگ ها و دسیسه های بدخواهان و منافقان، از آنان سلب كرده بودند، به پا خاست و با خلق حماسه ای بی مانند تعریف كامل و جامع و قاطعی از (شرافت) انسانی را، برای تمامی جهانیان همه ازمنه و اعصار، معنی فرمود. البته كیفیت تبیین حماسه كربلا، به فاكتورها و اهرمها و ادلأ ارزشمندی نیاز داشت كه این ویژگی ها نیز در اجتماع و تركیب و تلفیق دو عامل اصلی (شور) و (شعور) مفهوم عینی به خود گرفته است. چرا كه شعور، باعث تجزیه و تحلیل و فراهم سازی بیان حماسه و انقلاب مقدس شده و زمینه ایجاد (شور) را در رهروان و پیروان حقیقی عدالت و جهاد مهیا می سازد.

هم جهتی انقلاب اسلامی ایران و نهضت حسینی

آنچه كه نهضت ما را جهت می داد و امروز هم باید بدهد، دقیقاً همان چیزی است كه حسین بن علی در راه آن قیام كرد. ما امروز، برای شهدای خود كه در جبهه های گوناگون و در راه این نظام و حفظ آن، به شهادت می رسند، با معرفت عزاداری می كنیم. آن شهید و جوانی كه یا در جنگ تحمیلی و یا در برخورد با انواع و اقسام دشمنان و منافقان و كفار به شهادت رسیده، هیچ شبهه یی برای مردم ما وجود ندارد كه این شهید، شهید راه همین نظام است و برای نگهداشتن و محكم كردن ستونهای همین نظام و انقلاب، به شهادت رسیده است؛ در حالی كه وضع شهدای امروز، با شهدای كربلا كه در تنهایی و غربت كامل قیام كردند و هیچ كس آنها را به پیمودن این راه تشویق نكرد، بلكه همه ی مردم و بزرگان وجوه اسلام، آنها را منع می كردند، متفاوت است. در عین حال، ایمان و عشقشان آن چنان لبریز بود كه رفتند و غریبانه و مظلومانه و تنها به شهادت رسیدند. وضع شهدای كربلا، با شهدایی كه تمام دستگاههای تبلیغی و مشوقهای جامعه به آنها می گوید بروید و آنها هم می روند و به شهادت می رسند، فرق دارد. البته این شهید، شهید والامقامی است؛ اما او چیز دیگری است.
ما كه امروز این نظام اسلامی را لمس می كنیم و بركات آن را از نزدیك می بینیم، بیشتر از اسلاف خود، قدر نهضت حسینی و معنای آن را درك می كنیم و باید بكنیم. آن بزرگوار، برای چنین چیزی حركت كرد. آن بزرگوار، برای همین قیام كرد كه رژیمهای فاسد و مخرّب انسان و دین و ویرانگر صلاح، در جامعه نباشند و نظام اسلامی و الهی و انسانی و مبتنی بر صلاح، در جامعه استقرار پیدا كند. البته، اگر آن نظام در زمان آن بزرگوار و یا در زمان ائمه ی بعدی: ـ كه معصومند و به منبع وحی متصلند ـ تحقق پیدا می كرد و آنها در رأس آن نظام قرار می گرفتند، طبیعی است كه وضعشان با ما متفاوت بود. در عین حال، هیكل و هندسه ی قضیه، یكی است و آنها هم برای همین طور نظامی، حركت می كردند. حالا این یك بحث طولانی است كه نمی خواهم در این جا وارد آن بشوم كه آیا ائمه، برای ایجاد نظام اسلامی، عزم جدی داشتند یا كار آنها صرفاً به عنوان سرمشق بود.

عاشورای عصر حاضر

پانزدهم خرداد، صبح صادقی بود برای پیروزی انقلاب اسلامی ایران و در واقع بذرهای این حركت عظیم در چنین قیامی افشانده شد. امام خمینی رحمه‏الله فرموده‏اند:"سالروز خرداد 1342؛ خمیر مایه نهضت مبارك ملت بزرگ ایران و روز بذر انقلاب بزرگ اسلامی ماست. ملت عزیز ما باید این بذر پربركت را در عصر عاشورای [سال] 1383 قمری جستجو كند".(ج16، ص290) قیام 15 خرداد حركت شجاعانه ملت مسلمان ایران از ظلمات به سوی نور و از حقارت به سوی عزت و سرافرازی بود. ملت ایران در این روز مسیر 2500 ساله ظلم و جور را تغییر داد و قدم در مسیر عدالت و آزادگی گذاشت و اسطوره نظام ستمشاهی را برای همیشه در هم شكست و ندای حق طلبی و آزادیخواهی خود را با صدای رسا اعلام نمود. از این روز باید به عنوان عاشورای عصر حاضر یاد كرد. روزی كه ملت مظلوم به رهبری آزاده‌ای از اولیاء الهی به پا خاست تا بشریت را از مسیر ظلم و تاریكی به نور هدایت كند. 15 خرداد روز نجات اسلام از چنگال ظالمان و ستمگران بود كه برای سال‌ها مظلومیت، مهجوریت و در نهایت ریشه كنی آن را هدف قرار داده بودند.

15 خرداد پایان مسیر انحرافی حاكمان جبار و نالایق ایران اسلامی و آغاز راهی نو و گام نهادن در راهی روشن و پرامید بود و به عبارتی بازگشت به صدر اسلام و آغاز یك نهضت بزرگ اسلامی و احیاء عظمت اسلام در جهان معاصر بود و به فرموده امام(ره) 15 خرداد روز حماسه و تولد جدید اسلام و مسلمانان بود.ملت ایران با الهام از راه و روند حماسه آفرینان 15 خرداد به عنوان اسوه های ایثار و شهادت درس جانبازی، فداكاری و پایداری آموختند روزهای شور و حماسه فراوانی پدید آوردند و نهضت اسلامی امام بر ضد طاغوت را تداوم بخشیدند. مبارزه پیگیر و مقاومت خستگی ناپذیر ملت ایران از سال 42 تا57 كه به انقلاب اسلامی منجر شد ریشه در قیام خونین 15خرداد داشت و برگرفته از جانبازی های زنان و مردان قهرمان روز تاریخی بود. انقلابی كه به دنبال آن خورشید پرتشعشع اسلام بار دیگر در كشور ایران طلوع كردو آن را از ظلم و ستم رهانید .

عاشورای حسینی هویت ساز انقلاب اسلامی

از جمله مباحث مرتبط با هویت انقلاب اسلامی در کلام و پیام امام خمینی بحث فرایند و سازوکار تاثیر نهضت حسینی در ایجاد هویت انقلاب اسلامی ( هویت تاسیسی ) است. عبارات و بیانات حضرت امام در سرفصل هایی مختلف به تبیین این فرایند پرداخته و با توجه به کارویژه های این هویت ( از جمله انسجام بخشی و گردآوری اجتماعی، همسو سازی اجتماعی ) در فرازهایی مختلف به این بحث اشاره داشته اند. در حقیقت بخشی از بیانات امام خمینی ناظر بر این معنی است که انقلاب اسلامی و هویت مفهومی آن الگو گرفته از حماسه عاشوراست و در حقیقت هویت انقلاب اسلامی با الهام از نهضت حسینی ترسیم شده است . برخی از این تعابیر عبارت اند از: هیهات که امت محمد ( ص ) و سیراب شدگان کوثر عاشورا به مرگ ذلت بار تن در دهند ( امام خمینی، ج20 ،318 )
تکلیف ما را سید الشهدا معلوم کرده است که از شهادت نترسید. ( امام خمینی، ج17 ،55 )
ملت ایران با الهام از حادثه عاشورا آن قیام کوبنده را به وجودآورد. ( امام خمینی، ج16 ،290 )
ملت ایران از پرتو هدایت ( امام حسین ) معرفت به وظیفه و از استقامت او در مقابل باطل ، استواری فرا گرفت. ( امام خمینی، ج16 ،249)
کیفیت مبارزه را حضرت سید الشهدا به ملت ما آموخته و با کار خودش به ملت ما تعلیم داده است. (امام خمینی ج17 ،56 )
تبعیت و پیروی از سید الشهدا و اصحاب ایشان در عشق به شهادت ( امام خمینی، ج15،6 )
ما افتخار می کنیم که مانند سید الشهدا در روز عاشورا کشته شویم و بچه های ما اسیر و اموالمان را غارت کنند ما همانند حسین از همین الآن اعلام می کنیم هرکه با ماست به طرف ما بیاید و هرکس با ما نیست به سمت لشگر یزید برود. ( امام خمینی، ج1 ،240 )
ما که تابع حضرت سید الشهدا هستیم باید ببینیم که انگیزه ایشان از قیام نهی از منکر بود و اینکه هر منکری باید از بین برود منجمله حکومت جور. ( امام خمینی، ج21 ،1 )
کربلا چه کرد و در عاشورا چه تاثیری داشت؟ همه زمین ها باید اینطور باشد؛ همه روز ملت ما باید این معنا را داشته باشد که امروز روز عاشوراست و ما باید در مقابل ظلم بایستیم و همین جا کربلاست و باید نقش کربلا را پیاده کنیم. ( امام خمینی، ج10،122 )
اگر قیام سید الشهدا نبود امروز ما هم نمی توانستیم پیروز شویم. این مجالس عزا و سوگواری سید مظلومان یک وسیله ای فراهم کرد برای ملت که بدون این که زحمت برای ملت ما باشد مردم مجتمع اند. (امام خمینی، ج17 ،56 )
( مجالس محرم ) سازمانی است که بدون اینکه دست واحدی در کار باشد ملت را جمع کند خود بخود مردم را به هم پیوند داده است. ( امام خمینی، ج16 ،344 )
ملت ما انقلابی کرد که به برکت همین مجالس ( محرم ) بود که همه کشور و مردم را دور هم جمع کرد و همه به یک نقطه نظر کردند. ( امام خمینی، ج16 ،347 )
اگر عاشورا و گرمی شور انفجاری آن نبود معلوم نبود چنین قیامی بدون سابقه و سازماندهی واقع بشود. ( امام خمینی، ج16 ،290 )
( تجمع و سوگواری برای سید الشهدا ) برای ما نفع دارد . همین جهت روانی آن که قلوب را چگونه به هم متصل می کند. ( امام خمینی، ج11 ،100 )

فرق امام راحل (رض) با حضرت سیّدالشهداء (ع)

امام راحل (ره) چه در اعلامیه ها، چه در پیام های خصوصی و آنچه كه شفاهاً بیان كرده اند، چه سنّت و سیرت های عملی و رفتاری؛ این اصول چهارگانه را، تماما رعایت و اجرا كردند. فرق امام با سیّدالشهداء (ع) این است كه او انسان كامل و خلیفه الله است، او معلّم است و این شاگرد، او امام است و این امت، او معصوم است و این عادل؛ و میلیاردها درجه فرق بین امام معصوم و امام راحل هست. امّا بالأخره او تشخیص داد كه باید همت، همت الهی باشد و این اصل كلّی را كه ذات أقدس له به ما آموخت، در هر زمان ومكانی قابل اجراست.
خدا به ما فرمود: خذوا ما آتیناكم بقوّه (3). یعنی آنچه را كه ما به شما دادیم، با قدرت و توان بگیرید. اختصاصی هم به جریان بنی اسرائیل ندارد. از وجود مبارك امام صادق (ع) سئوال كردند: اینكه خدا فرمود: خذوا ما آتیناكم بقوّه، اب قوّه القلوب ام بقوّه الابدان ؟ آیا با قدرت های دل و ایمان بپذیریم، یا با قدرت های بدن و بازو ؟ منظور مبارزه نظامی است، یا قدرت های فكری ؟ فرمود: بقوّه القلوب و قوّه الابدان (4)هم خوب بفهمید، هم به فهمیده ها خوب ایمان بیاورید، هم به ایمان آورده خوب عمل بكنید، هم بكوشید از او حمایت بكنید و دفاع بكنید. درك صحیح داشتن و عمل خالص برابر درك صحیح داشتن و برای اجرا كوتاه نیامدن. این حدیث نورانی كه از امام صادق نقل شد كه از قرآن كریم استفاده كرد؛ در امام راحل به خوبی مشهود بود. یعنی اسلام شناس كامل بود و دین باور كامل بود و سعی می كرد آنچه را كه باور دارد با اخلاص عمل كند و سعی می كرد آنچه را كه باور كرد و عمل كرد، از آن حمایت كند.
پیروزی قطعی، نتیجه « اخلاص » در عمل
اگر كسی روی آن عناصر چهارگانه حدیث نبوی و روی این دو عنصر محوری كه از امام صادق (ع) نقل شد؛ قیام كرد، آنگاه وعده الهی قطعی است. خدا به هر كسی وعده پیروزی نداد ! خیلی ها قیام كردند و پیروز نشدند. الآن شما می بینید در بسیاری از كشورها وقتی به سقف پیروزی می رسند، افت می كنند. سرّش آن است كه اینها آن اخلاص را فراهم نكردند وگرنه وعده خدا قطعی است. خدا به كسی وعده پیروزی داد كه آن عناصر چهارگانه را با اخلاص عمل بكند. » اخلاص » هم از قوه یقین نشأت می گیرد، از صلاح نیّت نشأت می گیرد. طبق بیان نورانی امیرالمؤمنین (ع) بر اساس نقل غرر و درر، فرمود: نشانه اخلاص: الیأس ع مّا ف ی اید ی النّاس است(5). كسی با اخلاص است كه از مردم قطع امید كند، گرچه برای رفاه مردم قدم بر می دارد؛ چنین خاصیّتی در امام راحل (ره) بود.
شباهت نهضت امام خمینی (ره) با نهضت كربلا در « خالص بودن »
مطلب دیگر كه نهضت امام راحل را با نهضت كربلا پیوند می دهد، آن است كه نهضت كربلا » خالص » بود. یعنی خیلی ها با حكومت اموی ناهماهنگ بودند، ناسازگار بودند و می خواستند سیّدالشهداء را یاری كنند؛ امّا نه برای امامت امام سوّم، بلكه چون با امویان بد بودند. چنین افكاری را وجود مبارك سیّدالشهداء نمی پذیرفت. بعضی ها به امام حسین (ع) پیشنهاد كمك مالی دادند، عرض كردند: ما اسب به شما می دهیم، سپر می دهیم، زره می دهیم، ولی خودمان نمی آئیم؛ وجود مباركش این جمله قرآن را خواند و آنها را طرد و دفع كرد، فرمود: و ما كنت متّخ ذ المض لّین عضداً (6). فرمود: من در این نهضت از آدم گمراه كمك نمی گیرم.
كاری كه انسان با دست خود انجام می دهد، ولی فشار آن كار بین آرنج و مچ هست، كه این قسمت را می گویند: ( ساعد )؛ اگر با این قسمت ها كار انجام بگیرد، می گویند: » مساعدت » و اگر فشار كار بین دوش و آرنج باشد، چون این بازو را می گویند: ( عضد )؛ اگر چند نفر بازو روی هم بگذارند، یك كاری را انجام بدهند، می گویند: » معاضدت » كردند. این معاضدت از همان عضد است، آن مساعدت هم از آن ساعد. ذات أقدس له فرمود: من در دینم، در كارهایم از انسان باطل و گمراه كمك نمی گیرم: ما اشهدتهم خلق السّماوات و الأرض و لا خلق انفس ه م و ما كنت متّخ ذ المض لّین عضداً (7). این جمله:و ما كنت متّخ ذ المض لّین عضداً كه در قرآن است، سالار شهیدان به این جمله استشهاد كرد؛ كسی كه شخصاً حاضر نبود سیّدالشهداء را یاری كند، ولی حاضر بود كمك مالی كند؛ حضرت فرمود: من از آدم گمراه كمك نمی گیرم.

پیوند انقلاب اسلامی با نهضت عاشورای حسینی اقتدار زیر پرچم عزای حسین(ع)

فلسفه عاشورا و قیام امام حسین (ع) آن‌هم در اوج مظلومیت تاریخی سرخ برای مکتب شیعه است که همواره همچون موتور محرکی این جامعه را از بحران ها بیرون کشیده و به سوی جلو سوق داده است. شیعیان از صبر و استقامت و جسارت و شجاعت حسین بن علی (ع )آموخته اند که حتی در سخت ترین شرایط ممکن نیز نباید دست از اصول و آرمانها کشید بلکه تا آخرین قطره خون باید ایستاد و از این آرمان ها دفاع نمود. امام حسین(ع) به همه شیعیان و جهان اسلام آموخت که می تواند با لشكری اندک سپاهی بزرگ را برای همه زمان ها و تاریخ ها شکست داد و پیروز نهایی میدان بود. حسین بن علی (ع) با خلق حماسه عاشورا نشان داد که حتی در اوج غربت نیز می توان سرافراز بود و عزتمدارانه زندگی کرد و مرد. نوه پیامبر اکرم به همه آموخت که مرگ با عزت و شرافتمندانه بسیار با ارزش تر و ماندگار تر از زندگی ذلیلانه و همراه حقارت است. همین شیوه و الگو و روش امام حسین (ع) نیز از ابتدای مبارزات انقلابی ایرانیان علیه رژیم های استبدای و ظالم سرمشق شد و تاریخ ایران مشحون گشت از سرافرازی ها و غیرتمندی مردان و زنان مسلمانی که به تبعیت از امام شهیدشان مظلومانه و لی با اقتدار و صلابت در مقابل رژیم های خونخوار و استبدادی ایستادگی نمودند.

تاریخ پیروزی انقلاب اسلامی ایران را نیز باید با توجه به همین فلسفه عاشورایی مورد تحلیل و بررسی قرار داد و نکته جالب اینجاست که مهمترین رخدادهای سیاسی در انقلاب اسلامی ایران و حتی در سالهای اخیر نیز منبعث از فلسفه عاشورا و در پیوندی ناگسستنی با محرم بوده است.

اساسا محرم و جلسات موعظه و روضه روحانیون یکی از اصلی ترین کانون های اعتراضی علیه رژیم ستمشاهی پهلوی بود و از همین رو نیز عمال شاه و علی الخصوص ساواکی ها به شدت با برگزاری چنین مجالسی مقابله می کردند و سعی داشتند تا این جلسات به هیچ وجه جنبه سیاسی پیدا نکنند در حالی که اساسا هیچ فعلی برای شیعیان سیاسی تر از عزاداری برای سید و سالار شهیدان نیست. عزاداری برای معصومی که علیه یک رژیم فاسد قیام کرد و تا آخرین نفس برای مقابله با این رژیم فاسد شمشیر زد. قیام 15 خرداد 1342 -كه نقطه عطفی در تاریخ انقلاب شمرده می شود- به دنبال سخنرانی شدید الحن امام خمینی(ره) در بعد از ظهر عاشورا ( 13 خرداد 1342) به وقوع پیوست. و در حقیقت نطفه انقلاب را همان فریاد عاشورایی امام(ره) منعقد كرد. شعارهایی هم كه در طول این قیام و ایام پیروزی انقلاب، علیه رژیم پهلوی از طرف مردم سر داده می شد، اشاره به نهضت عاشورا ی حسینی داشت، شعارهایی چون «خمینی بت شكن ... خمینی، تو فرزند حسینی»، «خمینی، خمینی تو وارث حسینی» و «نهضت ما حسینیه، رهبر ما خمینیه». امام خمینی (ره) در مورد قیام 15 خرداد 1342 فرمودند:«آن روز یزیدیان با دست جنایتكاران گور خود را كندند و تا ابد هلاكت خویش و رژیم ستمگر جنایتكار خود را به ثبت رساندند و در 15 خرداد 42 پهلویان و هواداران و سردمداران جنایتكارشان با دست خود گور خود را كندند و سقوط و ننگ ابدی را برای خویش به جا گذاشتند كه ملت عظیم الشان ایران بحمدالله تعالی با قدرت و پیروزی بر گور آتشبار آنان لعنت می فرستد».(صحیفه نور، ج 16، ص79)

در فاصله سالهای 1342 تا 1357 نیز مجالس محرم، منبرها، وعظها و نوحه ها حال و هوای سیاسی و انقلابی داشت و نگرش سیاسی به حادثه كربلا و درس آموزی از قیام عاشورا به سرلوحه ای برای انقلابیون تبدیل شده بود.. عاشورا دیگر یك ضایعه تاریخی نبود، یلكه به محور بسیج مردم بر ضد رژیم طاغوت تبدیل گردیده بود و به مبارزات مردم علیه شاه جنبه ای الهی و البته افتخار آمیز می داد. خانواده ها، شهیدان خود را به فرمان حسین زمان و محشور با شهدای كربلا می دانستند. مساجد، تكایا،
حسینه ها و خیمه های عزاداری امام حسین (ع) به عنوان مهمترین اماكن، برای فعالیت نیروهای انقلاب و بیداری مردم از مفاسد حكومت پهلوی و سازماندهی آنان برای راهپیمایی، تظاهرات و فعالیتهای انقلاب محسوب می گردید و همین مسئله نیز در نهایت در 22 بهمن 1357 سلسله حکومت های شاهنشاهی 2500 ساله در ایران را ساقط کرد. اما نکته بسیار مهم آن است که در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب نیز همین روحیه حسینی و محرم بوده است که ایران را در مقابل فتنه های نظامی و سیاسی دشمن پیروز گردانید. در زمان دفاع مقدس با آغاز محرم فضای خاصی در جبهه ها حکمفرما می شد و رزمندگان و فرماندهان روحیه و جسارت خاصی می گرفتند . در حوزه سیاسی نیز شاید روز 9 دی را باید یکی از مهمترین نمونه های پیوند محرم با مسائل سیاسی در کشورمان قلمداد نماییم.

تاریخ ارسال : چهارشنبه 15 بهمن 1393 11:39 ق.ظ | نویسنده : سید خلیل جبارفلاحی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : شنبه 18 فروردین 1397 01:24 ب.ظ

Wow loads of very good advice.
venta cialis en espaa cialis pills cialis side effects dangers tadalafil tablets can i take cialis and ecstasy generic cialis 20mg tablets cialis 20 mg best price generic cialis at walmart cialis online cialis prezzo di mercato
تاریخ ارسال : شنبه 4 فروردین 1397 01:31 ب.ظ

You reported it exceptionally well.
cialis cipla best buy we choice cialis pfizer india cialis daily dose generic prices on cialis 10 mg buy name brand cialis on line buying cialis overnight canadian discount cialis low dose cialis blood pressure brand cialis nl deutschland cialis online
تاریخ ارسال : شنبه 14 مرداد 1396 06:17 ب.ظ
I know this if off topic but I'm looking into starting my own blog and was wondering what all is required
to get set up? I'm assuming having a blog like yours would cost a pretty penny?
I'm not very internet smart so I'm not 100% positive.
Any recommendations or advice would be greatly appreciated.
Cheers
تاریخ ارسال : شنبه 19 فروردین 1396 02:38 ب.ظ
Hi, after reading this remarkable post i am too
glad to share my familiarity here with friends.
تاریخ ارسال : پنجشنبه 16 بهمن 1393 06:09 ب.ظ
باسلام
زیبا بود
تاریخ ارسال : چهارشنبه 15 بهمن 1393 10:48 ب.ظ
سلام .
مطلب بسیار جالبی نوشتی .
در وبلاگستان متکازین بازنشر شد .
ممنون
تاریخ ارسال : چهارشنبه 15 بهمن 1393 06:38 ب.ظ

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر