تبلیغات
زیرخاکسترذهن

اشعار برگزیده/27/ فعل مجهول/شعری زیبا از سیمین بهبهانی

بچه ها سلام ... صبحتان به خیر
درس امروز ما فعل مجهول است
فعل مجهول چیست می دانید؟
نسبت فعل ما به مفعول است

در دهانم زبان چو آویزی
در تهیگاه زنگ می لرزید
صوت ناسازم آنچنان که مگر
شیشه بر روی سنگ می لغزید

ساعتی داد آن سخن دادم
حق گفتار را ادا کردم
تا ز اعجاز خود شوم آگاه
ژاله را زآن میان صدا کردم


ژاله! از درس من چه فهمیدی؟
پاسخ من سکوت بود و سکوت
د ... جوابم بده کجا بودی؟
رفته بودی به عالم هپروت؟

خنده دختران و غرش من
ریخت بر فرق ژاله چون باران
لیک او بود غرق حیرت خویش
غافل از اوستاد و از یاران

خشمگین،انتقامجو،گفتم
بچه ها! گوش ژاله سنگین است
دختری طعنه زد که:نه خانم
درس در گوش ژاله یاسین است

 


باز هم خنده ها و همهمه ها
تند و پیگیر می رسید به گوش
زیر آتشفشان دیده من
ژاله آرام بود و سرد و خموش


رفته تا عمق چشم حیرانم
آن دو میخ نگاه خیره  او
موج زن در دو چشم بی گنهش
رازی از روزگار تیره  او


آنچه در آن نگاه می خواندم
قصه غصه بود و حرمان بود
ناله ای کرد و در سخن آمد
با صدایی که سخت لرزان بود


"فعل مجهول" فعل آن پدریست
که دلم را ز درد پر خون کرد
خواهرم را به مشت و سیلی کوفت
مادرم را ز خانه بیرون کرد


شب دوش از گرسنگی تا صبح
خواهر شیرخوار من نالید
سوخت از تب برادر من
تا سحر در کنار من نالید

 

از غم آن دو تن ، دو دیده من
این یکی اشک بود و آن خون بود
مادرم را دگر نمی دانم
که کجا رفت و حال او چون بود


گفت و نالید و آنچه باقی ماند
هق هق گریه بود و ناله او
شسته می شد به قطره های سرشک
چهره همچو برگ لاله او


ناله من به ناله اش آمیخت
که غلط بود آنچه من گفتم
درس امروز، قصّه غم توست
تو بگو ، من چرا سخن گفتم؟


"فعل مجهول" فعل آن پدریست
که تو را بی گناه می سوزد
آن حریق هوس بود که در او
مادری بی پناه می سوزد؟

 

تاریخ ارسال : یکشنبه 10 اسفند 1393 11:08 ب.ظ | نویسنده : سید خلیل جبارفلاحی

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال : جمعه 25 فروردین 1396 12:12 ب.ظ
Aw, this was a very nice post. Taking a few minutes and
actual effort to make a top notch article… but what can I say…
I procrastinate a lot and never seem to get anything done.
تاریخ ارسال : چهارشنبه 13 اسفند 1393 10:20 ق.ظ
سلام
دیروز با دامادم(عبدالوهاب محمدی) یه کم غیبتتون و کردیم. حلال کنید!
راستش اون راجع به شعراتون پرسید منم تعریف کردم اونم ازشما تعریف کرد همین!
خلاصه ببخشید
خواهش میکنم . شما لطف دارید صاحب تعریفید . سلام گرم بنده را هم ابلاغ بفرمایید

سید خلیل جبارفلاحی

تاریخ ارسال : دوشنبه 11 اسفند 1393 12:27 ق.ظ
سلام
برا اینکه پرونده این برداشت بسته شه مصرع رو به این شکل نوشتم:
دائم کنار قبرخودم گور میکنم!

و تست را توست!

ممنون

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر